تبلیغات
تا به حال اینگونه در مورد خدا نخوانده اید - مطالب انسان
 
تا به حال اینگونه در مورد خدا نخوانده اید
جمعه 18 بهمن 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

جز محبت تو محبت هیچ چیز در دلم نمانده، ای نور. دیگه به محبت هیچکی اعتماد ندارم ((فَقَد دَفَعَتنِی العَوالِمُ اِلَیک وَ قَد اَوقَعَنی عِلمی بِکَرَمِکَ عَلَیک: همانا جهانیان مرا بسوی تو رانده اند و آگاهیم به کرمت مرا به درگاهت آورده)) دعای عرفه امام حسین (ع).

((ای یک دله ی صد دله، دل یک دله کن)) مولوی.

 ((وَ اَنزِغ مِن قَلبی حُبّ دُنیا دَنیّه تَنهَی عَمّا عِندک ... و زَیّن لِیَ التّفَردَ بِمُناجاتِکَ بِالّیلِ وَ النهار: و از دلم بیرون کن مهر دنیای پست را که نهی می کند از آنچه در نزد توست ... و زیبا گردان برایم تنها بودن به مناجاتت در شب و روز را)) دعای امام سجاد (ع) در روز عرفه





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : تبتل، استبرا، مراقبت، وارستگی، کمال الانقطاع الی الله، انقطاع، آزادگی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 دی 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

    ((اگر خدا از من راضی باشد جهانی بزرگ تر از این جهان را برای من می آفریند. چرا این قدر سطح پایین فکر کنم؟)) آنکه به همین حد کم خود را باخت:  ((نُمَتِّعُهُم قَلیلاً ثُمَّ نَضطًرُّهُم اِلی عَذابٍ غَلیظ: اندکی برخوردارشان می گردانیم سپس ایشان را در عذابی پرفشار, درمانده می کنیم.)) سوره ی لقمان آیه ی24. ((طیران مرغ دیدی، تو ز پای بند شهوت  *  به درآی تا ببینی، طیران آدمیت)) سعدی. آری این لذتِ آزادی و رهایی است؛ این لذتِ اراده است؛ لذتِ قاطعیت و تکریم خداوندی است. یا آن زاهد که در جواب هارون که از او پرسید: ((چرا دنیا را رها کرده ائی؟)) پرسید:  (( آیا تو از من زاهدتر نیستی؟)) هارون گفت: ((چرا؟)) زاهد پاسخ داد: ((زیرا من از دنیا کنار کشیده ام و آن فانیست و تو از آخرت کنار کشیده ائی و آن باقیست.)) در فرهنگ کتاب خدا زندگی یعنی آخرت. وقتی مجرم می گوید: ((یا لَیتَنی قَدَّمتُ لِحَیاتی: ای کاش برای زندگی ام چیزی پیش فرستاده بودم)) فجر 24. اصلاً این دنیا را زندگی حساب نمی کند. ((وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ: و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است. اى كاش مى‏دانستند.)) عنکبوت، 64. امام علی (ع) می فرمایند:((چقدر فرق است میان این دو عمل: عملی که لذتشتمام می شود و تبعاتش باقی می ماند و عملی که سختی اش تمام می شود و اجرش باقی می ماند.)) این اجر و آثار مثبتت را قرآن برمی شمارد: ((وَ مَن یَتَّقِ الله یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب: هر کس تقوای الهی پیشه کند, (خدا) برایش راه خروجی قرار می دهد. و از جایی که فکرش را نمی کند به او روزی می رساند.)) طلاق 2و3.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : شهوت، کنترل، تقوی، قرآن، غریزه جنسی، پاکی،
لینک های مرتبط :


جمعه 24 آبان 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

پیش زمینه های شُکر

   نعمت ها هم همانند بعضی هدیه ها علاوه بر ارزش مادی، ارزش معنوی هم دارند چون نشان دهنده محبتی هستند که هدیه دهنده به ما ابراز می کند. این ارزش معنوی را زمانی می فهمیم که به ما نشان می دهد او چقدر کار کرده تا آن هدیه را برای ما آماده کند. کاش به یاد می آوردیم که همین غذای روزانه ای که می خوریم از کجاها آمده و چه مسیر طولانی ای را طی کرده! یک بزرگوار در همه ی این مراحل اِعمال قدرت و نظارتِ مستقیم داشته؛ اگر به این نکته توجه کنیم به ذره ای از ارزش معنوی همین نعمتِ به ظاهر ساده پی می بریم. چرا گفتم ذره ای؟ چون ما کجا و شناخت تمامی این مسیر کجا! ((فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنبَتْنَا فِیهَا حَبًّا وَعِنَبًا وَقَضْبًا وَزَیْتُونًا وَنَخْلًا وَحَدَائِقَ غُلْبًا وَفَاكِهَةً وَأَبًّا مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ)) عبس، 24 تا 32. ((انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ: بنگرید به میوه ی آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش))

   آیا شده است که در میهمانی یک فرد بزرگ، خودِ میزبان پارچ آب را بردارد و با لیوان به پیش شما بیاورد؟ آیا خجالت نمی کشید؟ ((تا می توانی هنگام غذا خوردن خجالت بکش؛ تو این توانایی را داری. حتی اگر این خجالت باعث شد که خوراکت کم شود اشکالی ندارد. نباید بی حیائی را تا آنجا کشاند که خدا از آسمان غذاهای لذیذ (من و سلوی) بفرستد و ما به خدا دستور چیزهای دیگری بدهیم))

   همچون عاشقی که برای بدست آوردن دل معشوق هدیه می برد الرحمن نیز به بندگان بخشش می کند و منتظر می نشیند تا خشنودی ما را ببیند: ((وَلَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى)) ضحی، 5. به تکرارهای ((لَكُم)) در این آیات دقت کنید: ((وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَینَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ: و از آسمان آبى فرستاد و به وسیله آن از میوه‏ها براى شما روزى بیرون آورد و كشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود و رودها را براى شما مسخر كرد  و خورشید و ماه را كه پیوسته روانند براى شما رام گردانید و شب و روز را [نیز] مسخر شما ساخت و از هر چه از او خواستید به شما عطا كرد و اگر نعمت‏خدا را شماره كنید نمى‏توانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستم‏پیشه ناسپاس است )) به عاشقی می ماند که هر لحظه جلوه و خودنمایی می کند تا محبوب دل سرد این بندگان شود. بگوید: ((من اینم. بنده ام! مرا ببین. دل به من ببند تا تو را بمانم. از من بخواه تا به تو بدهم. من همه چیز دارم. دوستت دارم (به چه زبانی باید بگوید). ناامید نباش که به خودم قسم من برای این نیافریدمت؛ آفریدمت تا لطفی کنم. در مورد من این سوء ظن را نداشته باش که ناامیدی بدترین گناهِ توست.))

اکنون تعقیب نماز مغرب را بخوانیم:

اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَیْسَ لِی عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِی وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِی فَأَجُولُ فِی طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ فَأَنَا فِیمَا أَنَا طَالِبٌ كَالْحَیْرَانِ لا أَدْرِی أَ فِی سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِی جَبَلٍ أَمْ فِی أَرْضٍ أَمْ فِی سَمَاءٍ أَمْ فِی بَرٍّ أَمْ فِی بَحْرٍ وَ عَلَى یَدَیْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَكَ وَ أَسْبَابَهُ بِیَدِكَ وَ أَنْتَ الَّذِی تَقْسِمُهُ بِلُطْفِكَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ یَا رَبِّ رِزْقَكَ لِی وَاسِعا وَ مَطْلَبَهُ سَهْلا وَ مَأْخَذَهُ قَرِیبا وَ لا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقا فَإِنَّكَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی [عَنَائِی‏] وَ أَنَا فَقِیرٌ إِلَى رَحْمَتِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ جُدْ عَلَى عَبْدِكَ بِفَضْلِكَ إِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ

دعای 45 صحیفه سجادیه:

اَللَّهُمَّ یا مَنْ لایَرْغَبُ فِى‏الْجَزآءِ، وَ یا مَنْ لایَنْدَمُ عَلَى الْعَطآءِ، 
خدایا، ای کسی كه در برابر احسان به بندگان پاداش نمی خواهد، و از عطا و بخشش پشیمان نمى‏گردد، 
وَ یا مَنْ لایُكافِئُ عَبْدَهُ عَلَى‏السَّوآءِ، مِنَّتُكَ ابْتِدآءٌ، وَعَفْوُكَ تَفَضُّلٌ،
اى كسى كه مزد بنده خود را بیش از عمل او مى‏دهد، نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد، و عفوت تفضل است،

وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضآؤُكَ خِیَرَةٌ. اِنْ اَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطآئَكَ بِمَنٍّ،
و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است. اگر بخشش كنى عطایت را به منّت آلوده نمی كنى، 
وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ یَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّیاً، 
و اگر منع كنى از باب ستم نیست، 
تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ اَنْتَ اَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ، وَ تُكافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ اَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ، ...
آن‏كه تو را شكر كند را شكر می كنى، در صورتى كه خودت آن شكر را به او الهام فرمودى، و به هر كه تو را بستاید پاداش مى‏دهى و در حالی که آن ستایش را خودت به او تعلیم دادی ...
و قلت: ((اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ، اِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ)). :و گفتی((مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من (دعا كردن) تكبّر ورزند به زودى خوار و ذلیل وارد جهنم مى‏شوند».
فَسَمَّیْتَ دُعآئَكَ عِبادَةً، وَ تَرْكَهُ اسْتِكْباراً،
پس نیایش و دعایت را عبادت، و تركش را   كبر و خودخواهى نامیدى،

وَ تَوَعَّدْتَ عَلى‏ تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ داخِرینَ
و بر ترك دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهدید فرمودى
فَذَكَرُوكَ بِمَنِّكَ، وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ، وَ دَعَوْكَ بِاَمْرِكَ، 
بدین سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را یاد كردند، و به بخششت شكر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند، 
وَ تَصَدَّقُوا لَكَ طَلَباً لِمَزیدِكَ، وَ فیها كانَتْ نَجاتُهُمْ مِنْ غَضَبِكَ، وَ فَوْزُهُمْ بِرِضاكَ.
و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند، و آن، راه آزادى شان از خشمت و دستیابى به رضایتت بود. 

 





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : شکر، نعمت، غذا، عشق، ارزش معنوی، قرآن، صحیفه سجادیه،
لینک های مرتبط :


     عشق با جبر قابل جمع شدن نیست. خلقت انسان با عشق آغاز شد و او باید اختیار داشته باشد (بحث مفصلش در نوشته ی "از شبنم عشق خاک آدم گل شد" بخوانید) باید عقب نشینی کرد. یک موجود را واقعاً مختار کرد؛ اما چگونه اش را نمی دانیم (خدا، خودش را که فریب نمی دهد تا به ظاهر اختیار بدهد ولی در واقع، اجبار باشد) این پروژه از یک آزمایش کوچک شروع می شود؛ فقط می گوییم ((به این درخت نزدیک نشو)). تا به حال فکر کرده اید که چرا چنین دستوری داده شد؟ از همان اول، بحث آزمایش مطرح بود؛ چه قبل از هبوط و چه بعد از هبوط. می خواهم جلوتر بروم و بگویم که حتی در آخرت هم اختیار وجود دارد. اصلا وقتی تمام ساختمان انسان بر روی اختیار و اراده اش سوار شده، چگونه می توان نقطه ی شروعش را گرفت و گفت که هنوز انسان است.می توان ساختمان را تخریب کرد و روی پی آن، ساختمان جدیدی ساخت ولی نمی توان پی را برداشت و پی جدیدی قرار داد.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : اختیار، انسان، فلسفه، عشق، جبر، هبوط، آخرت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 مرداد 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

     چقدر برایم راحت شده است، بخشیدن دیگران. چقدر راحت شده است، هروقت از دیگری ضربه خوردم آرزوی عمیق خوشبختی برایش داشته باشم، هم در دنیا و هم در آخرت. خودم را کشته ام ((موتوا قَبلَ أن تَموتوا)). ((خرقه ی تسلیم اندر کردنم / بر من آسان کرد سیلی خوردنم)) مولانا. ((با انتقام از آنها، چیزی برای من فرق نمی کند، این است که هیچ میلی به انتقام ندارم)). چقدر راحت سلام می کنم و جواب نمی شنوم و می خواهم خدا ببخشدش و مقام اخروی اش بالا رود؛ من حسود نیستم (مگر استغفار کردن برای دیگران جز این است؟)؛ دنبال چیز دیگری ام؛ یک بار دیگر در نور گرم و مهربانت، احساس کنم در آغوش بینهایت هستم و پاهایم بسیار بالایند، در حالی که جای پای محکمی دارم؛ با کسی هم کاری ندارم. من این حالت صبر را می گویم در حالی که سخت در عجبم. مدت ها به دنبال کلیدش گشتم؛ اکنون در خانه ام ولی نمی دانم کلید کجا بود تا دیگران را هم به داخل خانه راهنمایی کنم. کار اشک بود، کار خضوع بود، کار بندگی بود، کار خردشدن بود. به قول مرحوم ع.ص، خدا از بالا می داند دمل کجاست و دستش را همان جا فشار می دهد! همچنین این صبر را از زیاد بودن با بچه ها یاد گرفتم. لجبازی ها، غرورها و دلخوری های بزرگ ها، خیلی شبیه همان رفتار بچه ها است و اصلا ریشه ی این رفتارها در بزرگی، در بچگی است. شاید رفتار اصیل و مستقیم برخواسته از دل انسان ها، رفتار بچگی است. فقط در آن زمان انسان نمی تواند خود را با عقل بپوشاند ولی کم کم این توان را پیدا می کند.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : گذشت، عفو، استغفار، صبر،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 مرداد 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

    ((کسی که اشتباه نکرده بردبار نیست.)) رسول اکرم (ص). همه ی بدی های مردم به خاطر جهالتشان است؛ حال تویی که بعد از جهل علم یافته ای، باید خدا را شکر کنی و آن ها را به خاطر این نعمتی که بیشتر داری، سرزنش نکنی.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : گذشت، عفو، اخلاق، پیامبر، بردباری، صبر، کنترل خشم،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 مرداد 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

    ((اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ: خدا هر كه را بخواهد به سوى خود برمى‏گزیند و هر كه را كه از در توبه درآید به سوى خود راه مى‏نماید)) شوری، 13. این آیه هر دو نوع پیمودن مسیر، یعنی مجذوب سالک و سالک مجذوب دیده می شود. گاهی خدا فردی را انتخاب می کند تا به خود برساند؛ ابتدا او را مجذوب می کند. اما چگونه؟ راه های مختلفی دارد. گاهی یک ملاقات این کار را می کند. به قول دکتر علی شریعتی در کتاب ((کویر)): ((تنها نعمتی را که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می کنم، تصادف با یکی دو روح خارق العاده، با یکی دو دل بزرگ، با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیبا است.)) این ملاقات، کم کاری های تو را به یادت می آورد، به تو ثابت می کند که خوب بودن و متعالی بودن غیر ممکن نیست. شاید این همان معنی ((شهید)) است که در قرآن زیاد آمده است. کسانی که خدا در قیامت به عنوان شهید برای دیگر مردم قرار می دهد و می گوید: ((شرایط یوسف از تو سخت تر بود پس بهانه نیاور)) اما سالک مجذوب -که تعدادشان بیشتر است- چه؟ در مورد آنها می توان این حدیث قدسی را یادآور شد که: ((هر کس یک وجب به سوی من آید یک گام به سوی اوخواهم رفت و هرکس گامی به سوی من آید، دو گام به سویش برخواهم داشت و هر کس آهسته به سویم آید، شتابان به جانبش خواهم رفت.)) گاهی از ابتدا مجذوب نیستید، بلکه راه را به تو نشان می دهند و می گویند که پایان این راه رستگاری است؛ این جا تو بر کسانی که از تو جلوتر هستند و به راستی شان اعتماد داری اقتدا می کنی: ((أُوْلَئِكَ الَّذِینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ: آنها کسانی اند که خدا هدایتشان کرد. پس به هدایتشان اقتدا کن.)) انعام، 90. با یک گام، خدا 10 گام برمی دارد. پیش می روی، پیش رفتن را حس می کنی و اعتمادت بیشتر می شود. دستاوردها را می بینی و به بیشترش طمع می ورزی و جاذبه های معنوی بر تو تاثیر گذاشته و تو را می کشند (مجذوب می شوی).





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : اصطلاحات عرفانی، سالک مجذوب، مجذوب سالک، عرفان، دکتر شریعتی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

    ((خدا! رضایت تو برایم شده است هدف مطلوب؛ چگونه شکرت کنم؟)) از این جمله تعجب نکنید، زیرا مطمئن هستم که شما تا این نقطه از زندگی، برای رضایت دیگران، کم خودتان را به زحمت نینداخته اید. بله، رضایت مردم واقعا برای شما هدف مطلوب است؛ چرا خدا نیست؟ زیرا ما خدا را  حتی در سطح انسان ها هم نمی دانیم، در حالی که: خدا هم می بیند، خدا هم آگاهی دارد، خدا هم یک ((نفر)) است.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : مقام رضا، هدف، رضایت خدا، عرفان،
لینک های مرتبط :


    وقتی می گویند خدا،  یاد مخلوقی خیلی خیلی بزرگ و پرقدرت می افتیم؛ هنوز فرق خالق و مخلوق را ندانسته ایم.   توضیح: 1 – همه می دانند که مخلوق, حتی از خودش هم آگاهی کاملی ندارد  ( نه آتش آگه است او هست سوزان  /  نه آب آگه که هست از جان فروزان ) نظامی . ولی خالق از تمام ابعاد وجودی مخلوقش آگاهی دارد  (ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد  /  که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی) سنایی.  2- خدایی که قابل اتکا و اطمینان نباشد، عملا فرقی با مخلوق ندارد؛ در حالی که مخلوق در تمام جوانب وجودی اش متکی به خالق خود است. 3- ما در ذهنمان، یک مخلوق را خیلی خیلی بزرگ و پرقدرت کرده ایم و اسمش را خدا گذاشته ایم در حالی که از یک رابطه ی بسیار عمیق و یک وابستگی بسیار شدید همیشگی به نام خالقیت و مخلوقیت غافل مانده ایم.  4- مخلوق و بنده, تسلیم امر خالق و پرورنده است و در مقابل او که از هر جانب به او احاطه دارد سرکشی نمی کند. امر, امرِ اوست. مخلوق، نه در بودنش اختیار دارد و نه در نبودنش (نه بخود آمدم اینجا، که به خود بازروم / آنکه آورد مرا، باز برد تا وطنم) مولوی ((وَرَبُّكَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِكُونَ: و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى‏آفریند و برمى‏گزیند و آنان اختیارى ندارند منزه است‏خدا و از آنچه [با او] شریك مى‏گردانند برتر است.)) قصص، 68. .5- من شک را ترجیح می دهم به ایمان به خدای ناقص.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : خدا، ذهن، مخلوق، خالق، تسلیم، اختیار، توکل،
لینک های مرتبط :


     طرف مقابل نداشته باشید. شهوت چیزیست که به صورت مجزا در فکر نمی تواند که بیاید. همیشه یک نفر خاص تا مدت ها فکرتان را مشغول می کند تا زمانی که این جایگاه به دیگری برسد. علم زمین شناسی در جایی که زمین نیست (حالا فرض کنید تو ایستگاه فضایی!) دیگر موضوعی ندارد.




نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : شهوت، غریزه ی جنسی، کنترل شهوت، کنترل غریزه جنسی، کنترل فکر،
لینک های مرتبط :


سلفی ها که شیعیان  را به علت واسطه ی فیض دانستن معصومین مشرک می دانند، احتمالا تک تک فرشتگانی را که  به حضرت آدم سجده کردند را هم مشرک می دانند و به جان آنها نیز طمع دارند تا به بهشت بروند! اصلا خود خدا هم با این دستورش دچار شرک شد و باید بازخواست شود! لفظ دقیق خدا در مورد خلقت انسان در قرآن ((إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً)) بقره، 30. است و خلیفه یعنی نماینده یعنی واسطه.
 




نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : شیغه، ائمه، سلفی، تکفیری، خلیفه، واسطه فیض، مشرک،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 تیر 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

ü    می گویند : ((من با پذیرش خدا و تکیه  بر او، عملا ضعف خود را نشان داده ام . نه , خودم می گردم و یک راه دیگر پیدا می کنم تا متکی به خودم باشم.)) این هم یکی از نمودهای پنهانِ غرور است که عامل ایمان نیاوردن فرعون، با وجود علم به درستی سخن حضرت موسی (ع) بود. انسان نباید بخاطر تکیه ی بر خدا، خجالت بکشد و احساس گناه کند. یکی دیگر می گفت : ((دین برای انسان های ضعیف است.)) چند وقت بعد،  ضعفش را دیدم و خودش اعتراف کرد. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : کفر، غرور، فرعون، حضرت موسی (ع)،
لینک های مرتبط :


ü    چرا به همین راحتی با افکارمان به اوج می رسیم و یکباره به قعر ؟ یکی از دلایل آن این است : خدا و ... عامل به اوج رفتن و بی اعتمادی به افکارمان، عامل فرود ناگهانی.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : عرفان، دل، افکار، صعود، فرود ناگهانی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 تیر 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

یاد بگیریم وقتی از کسی ناراحتیم، از کس دیگری ایراد نگیریم. همچنین یاد بگیریم وقتی از یک کار کسی ناراحت بودیم، از کار دیگرش ایراد نگیریم!





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : اخلاق، نارحت، ایراد، عیب گیری، انتقاد، اشکال،
لینک های مرتبط :


 ((آنچه را که می دانید زیر پا نگذارید. این تمام عرفان است)) آیت الله بهجت (ره). واقعا که چه قدر زیبا گفته اند. ((آنچه را که می دانید)) یعنی: خدا و دنیای به حقش انسان (بنده ی قدرشناس و وظیفه دان و متکی). باید همه چیز در ذهنمان تعریف شده باشد: انسان و نیاز و دعا، بلا و صبر و رضا، عمل و پاداش، فقط باید این حقایق را به نفس قبولاند که لازمه اش این است که از نفس قویتر باشیم.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : آیت الله بهجت، عرفان، توکل، نفس، قبول کردن حقایق،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : صادق ابراهیمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید