تا به حال اینگونه در مورد خدا نخوانده اید
جمعه 21 تیر 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

- مردم هیچگاه بر نفسشان چیره نمی شوند؛ نفس آنها با تو سازگار نیست.

- دانستن دیگران به معنی توان انجامشان نیست.

- لازم نیست که تفکرتان را از دیگران به خدا ببرید تا اخلاصتان خدشه دار نشود, می توانید آن را به خودتان و دور و برتان بیاورید, چون آسانتر است (قدم بعدی خداست).

- اگر برای مردم کار می کنی , بدان که آنها را از خود راضی نمی کنی. اگر به آنها چیزی یاد بدهی, بجای تشکّر, به تو حسودی می کنند و منتظر اشتباه تو می مانند تا ...  . بگذار همیشه توهین ها و  تحقیرها برای تو باشد, اما هیچوقت اشتباه نکن. جواب اشتباه را با اشتباه نده. بگذار به زعم خودشان تو احمق ترین و بدترین باشی, ولی از راه حق بیرون نرو. آنجا که باید بایستی, عقب نشینی نکن. نگذار خدا فکر کند که با یک بی محلی دیگران, کم آوردی. ثابت کن که هیچ احتیاجی به تحسین و دلسوزی و مهربانی آنها نداری.




ادامه مطلب


نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : اخلاص، مخلص، خالص، خلوص!، خلاص،
لینک های مرتبط :


   در زمان نوجوانی ام دلایل مبنی بر وجود خدا زیاد داشتم ولی دلم از شک بیرون نمی آمد. با اومانیسم (منظورم، دیدن دنیا است آنطور که خودم می خواهم) به جنگ شک رفتم: ((اصلا وجود ندارد، من می خواهم اعتقاد داشته باشم؛ دیگران چیزهایی را که می دانند اشتباه است را در ذهن خود می سازند و ماشاءالله؛ من چرا این کار را با چیزی که می دانم درست است نکنم؟))1 خوب، او را در ذهنم ساختم و با او زندگی کردم ولی اعتقادش وقتی در دلم استوارتر شد که به خاطر او از شهوتم گذشتم (البته من اون زمان تو این فکرا نبودم و فقط به خاطر نهی خدا اون موقعیت رو رها کردم) چند ماه بعد این فکر به ذهنم رسید: ((اعتقاد به او فقط در ذهن نیست، این اعتقاد در عمل، چنان قدرت عظیمی داشت که شهوت را تسلیم کرد؛ دیگر همه چیزش تکمیل است: هم دلیل دارم، هم اعتقاد و تصویر ذهنی و پذیرش قلبی دارم و در آخر هم خودم هستم که آن را در جهان واقع به عمل می آورم و از آن نگهبانی می کنم.))   

     ((اللهم الجعلنی اخشاک کانی اراک)) وقتی که من ((اخشاک))، گویا ((اراک)). لطفا به این جمله بیشتر توجه کنید.

1-    همچنین در زمان رفع شک با اومانیسم، زاویه ی دید دیگری هم می توان گرفت و آن رد عکس گزاره (شبیه برهان خلف) است: ((اصلا اگه تو نباشی من این دنیا رو نمی خوام. دنیا و تو رو با هم می خوام. یا هیچکدوم یا هر دوتا))

((عذاب است این جهان بی تو، نباشد یک زمان بی تو  /  به جان تو که جان بی تو، شکنجه است و بلا بر ما)) مولانا جلال الدین. مانند شیعه ای که پس از شناخت حضرت علی (ع) و بدون تعصب می گوید: ((اگر علی بن ابی طالب، پیشوای آسمانی من نباشد، می خواهم که پیشوا نداشته باشم.)) شاید فکر کنید که اینگونه حرف زدن، مانند چاقوی دولبه است؛ ولی اینگونه حرف زدن، بیشتر از آن که رد کننده باشد، پذیرنده است؛ مثل برهان خلف، شما وقتی عکس چیزی را رد می کنید، خودش را قبول می کنید.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : شک، به عمل آوردن اعتقادات، اومانیسم، اومانیست، یقین،
لینک های مرتبط :


     در نمازم بی رغبت شده بودم، چون حکمتش را نمی دانستم؛ جای خالق نشسته بودم و همه چیز را تعیین می کردم که وسط نماز، فهمیدم جایگاه ها عوض شده اند. برگشتم به زمین، درون خودم. جایگاه خود را فراموش کرده بودم، بندگی و فرمان پذیری را فراموش کرده بودم که به یاد آوردم و چه نمازی شد! ((تو که این قدر خوب نماز می خوانی، چرا اذیت می کنی؟)) بعد از نماز گفتم: ((من این پایینم، تو اون بالا؛ یادم رفته بود)) و سجده ی شوق و شکر. اگر فردا مرا به جهنم انداختند، نمی توان بگویم: ((من این روش محاسبه را قبول ندارم! توی عذاب دادن دارین زیاده روی می کنین! آزمایشتون مشکل داشت!))

     من از بچگی عاشق فیزیک بودم. راهنمایی که بودم، بعد از ظهرها که همه می خوابیدند کتاب های چند جلدی ((طرح فیزیک هاروارد)) را می خواندم. یادم است که سوم راهنمایی بودم و شب داشتم کتابی در مورد لیزر می خواندم. نمی دانم از شدت لذت یا تحیر، یا هردو، زدم زیر گریه! ((تو که حس تقدیس و ستایش درت هست، چرا آزادش نمی کنی؟))




ادامه مطلب


نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : نماز، اشتیاق به نماز، حکمت نماز، تقدیس، شهید مطهری، امام علی (ع)،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 تیر 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی
   اختیار در آخرت هم هست؛ پس خدا به کسی موهبت آن دنیا را می بخشد که با اختیارش، خیانت نخواهد کرد.
    چگونه خدا به کسی، ((بِغَیْرِ حِسَابٍ)) ببخشد، در حالی که او در همین قلیل دریافتی که داشت امانت را رعایت نکرد؟ تا زمانی که برای متاع کوچک دنیا، دستور خدا را دانسته رد می کنیم، خدا به ما اعتماد نمی کند تا متاع های عظیم آخرت را  ببخشد.




نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : اختیار، نعمت های بهشت، امانت الهی، خیانت، آخرت، بهشت، بغیر حساب،
لینک های مرتبط :


   به نحوه ی بحث در قرآن، خطاب به شکاکان توجه کنید: ((وَمَاذَا عَلَیْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِیمًاو اگر به خدا و روز بازپسین ایمان مى‏آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق مى‏كردند چه زیانى برایشان داشت و خدا به [كار] آنان داناست))نساء، 39. به کسانی که هنوز در ایمانشان بحث است، حرف از انفاق می زند. این انفاق، باعث تثبیت آن ایمان است ((الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْكسانى كه اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏كنند)) بقره، 265.
   وقتی در راهی هزینه می کنید، نمی توانید باطل بودنش را بپذیرید؛ صدمه ی به آن راه، دیگر صدمه به شما هم هست، یعنی سنخیت ایجاد شده. شما هر راهی را که ادامه دهید، از همان سنخ می شوید؛ علت خلود در نعمت یا عذاب هم همین است؛ وقتی کسی عین نجاست شد، دیگر پاک نمی شود: ((بَلَى مَن كَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ: آرى كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در میان گیرد پس چنین كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود )) بقره، 81.




نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : سنخیت، خلود در جهنم، تثبیت ایمان، شک، انفاق، قرآن، جاودانگی در جهنم،
لینک های مرتبط :


شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی
   ((خوشبختی، واقعیت بخشیدن تدریجی به ایده آل های ارزشمند است.)) برایان تریسی.
غربی به دنبال خوشبختی است و شرقی به دنبال کمال. ترجیح می دهم غربی باشم. می خواهم دنیا را با این دید ببینم که وجود دارد. وقتی اینگونه می بینم: زمین می شود تکیه گاهم. هر چیزی به همان اندازه که چشمم را اشغال می کند، دلم را نیز اشغال می کند. همه چیز را پر، حس می کنم. وسعت دید من به اندازه ی وسعت دید من است.
   غربی به دنبال خوشبختی است و شرقی به دنبال کمال. ترجیح می دهم غربی باشم. می خواهم دنیا را با این دید ببینم که وجود دارد. از نظر من، اگر خوشبختی حس شود، کشش کمال، خود به خود و ناخودآگاه، انسان را جذب می کند. منظورم این است که پایه ی حرکت باید آرامش خاطر باشد. درون خوشبختی کمال را ببینی خیلی زیباتر است از وقتی که درون کمال، خوشبختی را. با اضطرار به دنبال کمال نرویم، با میل برویم. منظورم از خوشبختی، تضمین اولیه است. البته یکی از جنبه هایش. جنبه ی دیگرش درک این آیه است: ((وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ: و هر كه بكوشد تنها براى خود مى‏كوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بى‏نیاز است.)) عنکبوت، 6.




نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها : خوشبختی، کمال، خوشبختی در شرق و غرب، برایان تریسی، تضمین اولیه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : صادق ابراهیمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic