تا به حال اینگونه در مورد خدا نخوانده اید
یکشنبه 21 تیر 1394 :: نویسنده : صادق ابراهیمی
سر یکی از جلسات دانشکده استادمون گفت: ((قبلا مدل eat to live بوده ولی الان متاسفانه باید بگیم live to eat شده))
شاید این یک ماه روزه داری -با همه ی سختی های نه اونقدرا زیادش- داره غیر مستقیم از شان انسان دفاع می کنه و میگه ما ادعا داریم معانی بالاتری تو زندگیمون هست که باعث میشه 16 ساعت چیزی نخوریم.




نوع مطلب :
برچسب ها : روزه، شان انسان، live to eat، معنای زندگی، فلسفه روزه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 بهمن 1392 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

هر روز صبح چند خطی قرآن می خواندم تا به آیه ای پر مغز برسم و طی آن روز تلاشم بر درونی کردن آن آیه بود. یک روز خواندم تا به این آیه رسیدم: ((وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ))؛ همان جا توقف کردم و قرآن را بستم. تاثیر درکی که بعد از درونی کردن این آیات پیدا می کنم خیلی با خواندن ظاهری شان فرق می کند در غیر این صورت باید این حالت را در 10 دور قرآنی که قبلا خوانده بودم و یا بیش از 10 باری که جداگانه سوره ی الرحمن را خوانده بودم هم پیدا می کردم. این آیه به زندگی ام معنا داد. ارزش گم شده ی زندگی من: ((ترسیدن از مقام پروردگارم)) بود. در اصل این آیه احترام را به انسانِ خالی از از قید امروز یاد می دهد. احترامی که به زندگی خودش ارزش می دهد و می گوید که: ((نه! قیدی هست))





نوع مطلب :
برچسب ها : درک باطنی، قرآن، معنای زندگی، هدف زندگی، خاف مقام ربه، ترس از خدا، قید و بند،
لینک های مرتبط :


 خدا انسان را آفرید تا ببیند در میان مخلوقاتش، آیا کسی هم هست که او را نه از روی اجبار، اطاعت کند؟ اگر انسان نبود، همه ی روابط یک طرفه بود، خدا یک رباط ساز بود؛ خدا چنین خدایی را نمی ساخت ((لو لاک لما خلقت الافلاک))؛ در شانش نبود. ساختن افلاک، صفت قدرت خدا را نمایان می ساخت؛ صفت علمش را نمایان می ساخت؛ ولی غیر از خدا، کس دیگری آنها را نمی دید. ساختن افلاک، صفت جمال خدا را نمایان می ساخت؛ ولی چه کسی این جمال را نگاه کند و تحسین کند؟ ((گنج پنهانی بودم؛ دوست داشتم شناخته شوم، مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم)) اگر انسان نبود، چه کسی این گنج را می شناخت؟

     ساختن افلاک، نتیجه ی طبیعی صفات قدرت و علم خدا بود؛ ولی عشقش را چه کند؟ عشق او حقیقتی مستقل از آفرینش، و ازلی است؛ پس می تواند علت آفرینش باشد. شان این صفت خدا، انسان مختار محب است تا بگوید خدا ((أهلاً لِلعِبادَة))1 است؛ چه بالای سر مخلوق، زور باشد و چه نباشد. چرا گفتیم که باید مختار باشد؟ چون عشق با اجبار، قابل جمع شد نیستند.

     باید عقب نشینی کرد. یک موجود را واقعا مختار کرد؛ اما چگونه اش را نمی دانیم (خدا، خودش را که فریب نمی دهد تا به ظاهر اختیار بدهد ولی در واقع، اجبار باشد) این پروژه از یک آزمایش کوچک شروع می شود؛ فقط می گوییم ((به این درخت نزدیک نشو)). تا به حال فکر کرده اید که چرا چنین دستوری داده شد؟ از همان اول، بحث آزمایش مطرح بود؛ چه قبل از هبوط و چه بعد از هبوط. خدا با وجود استیلای کاملش، نافرمانی می شود و همه می بینند؛ چنین اتفاقی فقط یک بار دیگر سابقه داشت که دومی اش هم بلافاصله رخ داد و زنجیره ی نافرمانی ها در طی قرن ها ادامه پیدا کرد؛ اما خدا چیزی نگفت؛ منتظر بود؛ بالاخره یک نفر پیدا می شود که لبیک گوی فریاد عاشقانه ی خدا باشد؛ او دنبال همین است.




نوع مطلب :
برچسب ها : فلسفه ی وجودی انسان، معنای زندگی، هدف زندگی، خدا چرا ما را آفرید، جایگاه انسان، هبوط، آزمایش،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 اسفند 1391 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

  ~  اتوبوسرانی ماشینش خراب شد. اتوبوس را برد گوشه ی خیابان. از ماشین سر در نمی آورد. روی جدول نشست. ماند و ماند و ماند.

     به یک چیز یقین دارم. اینکه از در جا زدن خیلی بدم می آید. بخاطر دور ماندن از این احساس، مجبورم به راه بیفتم. یاد یگیرم؛ توان بگیرم؛ مشکلات را حل کنم؛ تا کجا؟ نمی دانم. اما یک نفر می داند ((وَ الله یَعلَمُ مُتَقَلُّبَكُم و مَثواكُم))محمد 19. به تدبیرش امیدوارم. راهی را خالق برایم تعیین کرده  می پیمایم.

     اما اگر به ادامه ی راه امیدی ندارم... (ادامه مطلب)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : معنای زندگی، انگیزه، جاذبه ی حق، هدف زندگی، عشق، درجازدن، پیشرفت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 اسفند 1391 :: نویسنده : صادق ابراهیمی

     خدا، خطاب به انسان می گوید: ((همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم.))قسمت اولش را متوجه می شویم ولی برای درک قسمت دوم، از این حدیث قدسی کمک می گیریم: ((گنج پنهانی بودم؛ دوست داشتم شناخته شوم‚ پس موجودات را آفریدم تا شناخته شوم)). اگر انسان نبود چه کسی باید این گنج را می شناخت؟ تمام عوالم پایین و بالا، مزد انسان است در قبال کاری که برای خدا می کند: او را می شناسد و تحسین و ستایش می کند ((وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ: و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند)) ذاریات، 56. از نظر من، عقلانی است چه دلم بپذیرد و چه نپذیرد. لذت اگر در جایگاه هدف قرار بگیرد هیچکس نمی تواند آن را بپذیرد ولی وقتی همین لذت در جایگاه مناسب خود، یعنی به عنوان پاداش قرار گیرد، اتفاقا کاملا قابل پذیرش است، مخصوصا اگر لذت ابدی و بی درد و رنج باشد اتفاقا بسیار دل انگیز هم هست (( یُطَافُ عَلَیْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ: سینیهایى از طلا و جام‏هایى در برابر آنان مى‏گردانند و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست] و شما در آن جاودانید)) زخرف، 71.

     عشق چیزی نیست که ما به خدا وصل کرده باشیم. او واقعا عاشق است. من عشق پاک و مقدس او را، نه به عنوان توجیهی بعد از خلق، بلکه به صورت حقیقتی قبل از خلق درک کردم و به طور کامل، جوابم را گرفتم.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : معنای زندگی، هدف زندگی، علت آفرینش، غایت، عبودیت، لذت، عشق،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : صادق ابراهیمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic